Thursday, November 29, 2012




                     سخنان مادر قهرمان، 
                                                 قوربانتأچ اجه در مراسم چهلم شهید توماج و همرزمانش:
                                                     "ایل گـۆیـجی، سیل گـۆیجـی"

 
"ای خلق ما، ترکمن ها! فرزند قهرمان من توماج در راه آرمان خلق شهید شد و جانش را فداکرد. دراین راه پیگیر باشید و با استقامت تمام پیش روید. این قهرمان ها سنگر شما هستند. از شهادت این قهرمان ها و از آنچه بر ما گذشته، از این وقایع تجربه ها می آموزیم و این تازه اولین تجربه هاست. هنوز اول کار است. اگرجدی و پیگیر نباشیم سنگری که این چهار قهرمان برپا داشتند درهم میشکند.
 متحدشویم. بنی صدر و خمینی وخلخالی جلاد برای خلق ها بدبختی ببارآوردند. راه فرزندم راه حقیقت بود. راهی برای تمام شما. فرزند سی ساله ام فدائی این راه بود. فدائی این راه شد. این راه را بشناسید و از حق خود دفاع کنید. تا با هم نباشید پیروز نمی شوید. نگاهدارندۀ این راه باشید. پسرم جانش را در این راه فدا کرد. چهارقهرمان فدائی این راه شدند. توماج یکپارچه آرزو بود. برای زحمتکشان کارکرد و سختی کشید.
ای ترکمن ها! به راه توماج بروید. زندگی زحمتکشان ترکمن، یعنی کار و فداکاری. فئودالها درخت های بی ثمرند. پس متحد شوید و قدرت بگیرید. "ایل گویجی، سیل گویجی". بگوئید زنده بادآنها. گفته های مرا درقلب خود بکارید و درسرتان بپرورید. من ازشما دفاع می کنم. من مادرتوماج هستم. من مادر خلق هستم. توماج این افتخار را نصیب من کرد. ای ترکمن ها، برخیزید و دفاع کنید. نه از توماج، ازخلقتان دفاع کنید."

از آرشیو ما



کاندیدای علوم تاریخ                                                                                                                   29 نوامبر 2012
پوشش اجباری!

  رژیم های خودکامه برای به کرسی نشاندن برنامه های خود- حتی در ظاهر خوب هم بنظر برسند- از چوب و چماق استفاده می کنند. لازم به ذکر نیست که نفس اجبار عملی ناپسند است و خواه و یا ناخواه هر کنشی را واکنشی هست. از طرف دیگر رژیمهای دیکتاتور از مسائل " آ " تا " ی" رعایای "ناقص العقل" خود تصمیم میگیرند که چگونه بیاندیشند، چگونه رفتار کنند، چه بخورند و حتی چه بپوشند.
دو کشور همسایۀ ایران و تورکیه در مورد پوشش تقریبا سرنوشت مشابهی داشته اند و دارند. بدنبال اصلاحات اجتماعی در ترکیه توسط  آتاتورک برای پیشبرد اهداف سکولار خویش و برداشتن چادر و چاقجور و عمامه و ردا از سرو دوش رعایا رضاشاه نیز با سفر به تورکیه و دیدن پیشرفتهای تورکیه دستور منع حجاب را صادر کرد و این فرمان وی در تاریخ 17 اسفند 1314 لازم الاجرا گردید.
نخستین نشانه‌های کشف حجاب را می‌توان در دربار ناصرالدین شاه و در محافل روشنفکری یافت. سفر امان الله خان و ملکه ثریا، شاه و ملکه افغانستان در سال ۱۳۰۸ به ایران نیز تأثیر زیادی در این امر داشت چرا که  ملکه افغانستان بی‌حجاب بود و نیز سفر رضاشاه به ترکیه در در ۱۲ خرداد ۱۳۱۳ شدت و شتاب بیشتری بخود گرفت.
ولی اینک این مسئله برعکس شده، در ایران رژیم اسلامی با شدت تمام و گذاشتن مأمورین "گشت ارشاد" بشدت با "بدحجابی" مبارزه می کند و در تورکیه دختران مسلمانی که خواهان سرپوش اسلامی هستند با دولت مبارزه می کنند که اجازه دهند تا با روسری در مراکز رسمی و علمی حاضر شوند. 




"نامیسینگا ال قویوپ باشدان آلار چأشووی
یاغشی گۆن گؤرکزمأن حآضیر بولدی هیهات!"
(سرایشی عامیانه در ماجرای کشف اجباری حجاب و ظلم قلعه بگی بنام آنه قربان صحنه)


تورکمنها پوشش بسیار زیبایی دارند مخصوصا خانم های تورکمن که پوشش سنتی آنها نه در گذشته بلکه در امروزه باعث حیرت و تعجب گردشگران داخلی و خارجی شده و میشود. نوع پوشش سنتی خانم های تورکمن مغایرتی با اسلام ندارد، چرا که لباس بلند زنان تورکمن با الهام از شرع اسلام رواج یافته و قبل از اسلام نوع پوشش زنان و مردان تورکمن بنوعی دیگر بوده است که موضوع بحث ما نیست.
در سندی که در اینجا ارائه میشود، حکم حکومتی وزارت داخله (وزارت کشور) به حکومت نظامی گرگان در سال 1314 می باشد. حاکم گرگان (سرهنگ حکیمی) نیز رونوشت فرمان فوق را به حاکمان نظامی کمیش تپه و گنبدقابوس ارجاع می دهد تا کشف اجباری حجاب بشدت تمام اجرا گردد.
مادر بزگ هایمان وقایع بیشماری از ظلم مأمورین کشف حجاب بازگو کردند، می گفتند که هر مأمور الدینگ آذری با کمال آزادی عمل روسری را با زور از سر عروسان و زنان بر می داشتند و چون صحرا خلع سلاح شده بود، نمی توانستند جواب آنهمه زورگویی را بدهند.

 

بیانیه کانون در سوگ مادر توماج





در سوگ مادر توماج و توماج ها!

با تأسف فراوان در تاریخ ۲۶ نوامبر ۲۰۱۲/ ششم آذرماه ۱۳۹۱ از فوت مادر داغدیدۀ شهید شیرمحمد درخشنده توماج، قوربانتأچ اجه در سن ۸۶ سالگی مطلع شدیم. امروز کمتر خانواده ای در ایران و بویژه در تورکمنصحرا به نوعی، در دوران سیاه رژیم به ماتم یکی از عزیزان خود نشسته اند، فوت، قوربانتأچ اجه، برای همۀ روشنفکران و سیاسیونی که خود را فرزندان تمامی مادران تورکمن می شناسند و برای همۀ مردم تورکمنصحرا، غمی جانکاه و مشترک است.
مادر قوربانتأچ، که در زمان رژیم شاه در تفتیش مکرر خانۀ خود از طرف مأموران ساواک در پنهان سازی اسناد و مدارک مربوط به فعالیتهای فرزند مبارز خود شیرلی توماج از چشم آنها، جهت اندکی کاهش از بار مجازات و اتهامات بر فرزندش هربار خود را به آب و آتش میزد و در تبعیدگاه و زندانهای مختلف در دورافتاده ترین شهرهای ایران همیشه صدای مهربان و گرمای دستهای امیددهندۀ وی در هر ملاقات همراه توماج و یاران دربند او بوده و مادری که با سرنگونی رژیم و با بپاخاستن ملت تورکمن برای احقاق حقوقی که توماج ها و دیگر فرزندان وی برای آن بهمراه ملت خود مبارزه کرده بودند، دیگر تمامی مصائب و رنج و زجرهای روحی و روانی خود مربوط به گذشته و سپری شده می دانست. اما، این امید برای یک مادر زجرکشیده بزودی جای خود را به کشیدن بار غم عظیم فاجعۀ آدم ربائی و ترور فرزند خود توماج و همرزمان وی و اعدام و اسارت و تبعید و مهاجرت اجباری بسیاری دیگر از فرزندان وی تا آخر عمر داد. زیرا، قوربانتأچ اجه، همۀ ما را همانند فرزند تنی خود، توماج دوست میداشت و با سربلندی به مبارزینی که تداوم دهندۀ راه فرزندان ترور و نابود شدۀ ملت تورکمن بودند، مباهات میکرد و شعله های امید را در دل خود برای پیروزی راه آنها تا آخرین لحظه از حیات خود زنده نگهداشته بود.
قوربانتأچ اجه، منتظر همۀ ما بود تا یکبار دیگر در خانه ایکه توماج را در آن پرورانده بود یکایک ما را در آغوش گرم خود بفشارد و با لبخند پرمعنی و زیبای همیشگی خود گرد و غبار و خستگی مبارزه و رنج زیستن در غربت را از تن و جان تمامی ما بزداید.
برای ما پذیرفتن خبر فوت مادر بسیار دشوار است. زیرا، باور عدم تحقق آرزوهای انسانی و مادرانۀ وی و اینکه دیگر او را نخواهیم دید و در پای سخنان مهربانانۀ وی نخواهیم نشست و به آنچه که بر وی و مادران دیگر در دوران نکبت رژیم اسلامی گذشته است گوش فرانخواهیم داد، بسیار سخت است!
ما با اندوهی بی نهایت، وفات مادرمان را به خانواده و بازماندگان وی که ملتی به پهنای تورکمنصحرا می باشند و به یکایک مبارزین و روشنفکران تورکمن در داخل و خارج از کشور، با قلبی آکنده از اندوه تسلیت می گوئیم و آرزوی تحقق امیدهای والا و انسانی این مادر مبارز و آرزوی گلباران مزار وی و دیگر مادران وفات یافتۀ تورکمن در حسرت دیدار فرزندان پیروزمند خود در سیاهی رژیم اسلامی در تورکمنصحرای ماتم زده را داریم!

                   کانون فرهنگی- سیاسی خلق تورکمن
  ششم آذرماه ۱۳۹۱
۲۶ نوامبر ۲۰۱۲